طریقه کسب درآمد از فیسبوک "
ادامه مطلب
زندگی |
||||||
| طریقه کسب درآمد از فیسبوک " برید تو قسمت Account
بعدش برید توی Account setting
بعد برید پایینِ پایین این گزینه رو انتخاب کنید
deactivate
اکانت خود را غیر فعال کنید و برید سر کار و زندگیتون و
کسب در آمد کنید ...
ادامه مطلب زوج خوشبخت: زن لال - مرد کر زوج غریبه: مرد کارمند - زن کارمند زوج مبارز : زن باسواد - مرد بی سواد زوج با تفاهم : زن زشت - مرد زشت زوج شکاک :زن خوشگل - مرد خوشتیپ زوج بدبخت : زن پولدار - مرد بی پول زوج عاقل : زن مجرد - مرد مجرد زوج ایده آل : یافت نمی شود!! ادامه مطلب
من حداقل 15 حقیقت رو راجع به شما میدونم: 2.الان توی وبلاگ باحالی هستی(اعتماد ب نفسو باش). 3. یک انسان هستی 4.الان داری پست منو میخونی 5.تو نمیتونی با زبون بیرون بگی ژ 7.الان داری امتحان میکنی 8.الان خنده ات گرفت 9.اصلا ندیدی که عدد 6 رو جا انداخته ام 10.الان چک کردی ببینی واقعا جاانداختم عدد 6رو یا نه 11. الان باز خندیدی 12. نمیدونی که من یه عدد رو هم چند بار نوشتم 13. الان چک کردی ببینی کدومه 14. پیداش نکردی و داری فحشم میدی 15. ولی نمیدونی که منم دارم به تو میخندم چون منظورم عدد 1 بود که 8 بار تا الان نوشتم .. ادامه مطلب
ادامه مطلب ادامه مطلب ادامه مطلب ادامه مطلب ادامه مطلب ادامه مطلب هر بار که آشتی می کند ما را به کشتی خود می برد و لبخندش زندگی را معنا می بخشد.
کودکان جسم کوچکی دارند ولی دل هایشان خیلی بزرگ است.
مثل بزرگترها نیستند، انگار گذشت سال ها ما را بی گذشت می کند، بی رحمی را فرا می گیریم و خطاهای دیگران، هرچند کوچک باشد تا مدتها بر ذهنمان می ماند و در پس شکست هایمان همیشه انتقام نهفته است تا آسوده شویم.
کاش بدانیم:
فقط یک بار شانس زیستن داریم.
پس عشق را همراه همیشگی زندگیمان کنیم تا دیر نشده است.
ادامه مطلب
![]() خسته شدم از آدم هایی که ،
اینقدر صادقانه ...
دروغ می گویند !!!
[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 ] [ 12:51 ] [ ]
ادامه مطلب
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
از او پرسم که این چین است و آن چون
یکی را داده ای صد ناز و نعمت
یکی را نان جو آغشته در خون
"باباطاهر عریان"
ادامه مطلب
![]() بچه هاي خيابوني همونايي نيستن که هر روز بي تفاوت
از کنارشون رد ميشيم و شب در وبلاگ براشون غصه ميخوريم؟
ادامه مطلب
در زندگی لحظاتی پیش می آید که انسان
نه کسی را دوست دارد و نه دلش می خواهد
کسی او را دوست داشته باشد!
ادامه مطلب
به هر آسمانِ زلالی شک دارد
گنجشکی که با سر به پنجره خورده است ...!
[ سه شنبه بیستم فروردین 1392 ] [ 14:0 ] [ ]
ادامه مطلب
ما بچه بودیم یه بازی بود به نام : «همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» … صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !
ادامه مطلب
طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند. جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری…
ادامه مطلب دخترا بهترین گل دنیا هستند
اما نه!!! . . . صبر کنید . . . پرچم کمک داور بالاست!!! بعله آفسایده
ادامه مطلب ادامه مطلب
می شود تنها با یک محبت، عشق را برای دنیا معنا کرد
تنها با یک بخشش، تمام هستی را از آن خود کرد
با یک گذشت، نفرت ها را به دوستی ابدی مبدل کرد
و تنها با یک لبخند در قلب ها جاودانه شد
اما تو ای مهربانم!
میدانی! وقتی لبخند بر لبانت نقش می بندد،
دنیا دیگر، برایم معنایی نمی یابد.
ادامه مطلب لوئیز رفدفن، زنی بود با لباس های کهنه و مندرس و نگاهی غم آلود وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواربار به او بدهد. به نرمی گفت: شوهرش بیمار است و نمی تواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند.
جان لانگ هاوس، صاحب مغازه، با بی اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند.
زن نیازمند در حالی که اصرار می کرد گفت: آقا شما را به خدا به محض اینکه بتوانم پولتان را پرداخت می کنم.
جان گفت نسیه نمیدهم.
مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و به گفت و گوی بین آنها گوش می کرد، به مغازه دار گفت: ببین این خانم چه میخواهد، من پرداخت می کنم.
خواربار فروش گفت : لازم نیست خودم میدهم، لیست خریدت کو؟
لوئیز گفت: اینجاست.
صاحب مغازه گفت: لیستت را بگذار روی ترازو و به اندازه وزنش هر چه میخواهی ببر!
لوئیز با خجالت یک لحظه مکث کرد، از کیفش تکه کاغذی در آورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند کفه ترازو پایین رفت!
خواربار فروش باورش نمی شد. لوئیز از سر رضایت خندید.
مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ی دیگر ترازو کرد و کفه ی ترازو برابر نشد! آنقدر چیز گذاشت تا کفه ها برابر شدند.
در این وقت، خواروبار فروش با تعجب و دلخوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته است!
کاغذ لیست خرید نبود! دعای زن بود که نوشته بود:
ای خدای عزیزم! تو از نیاز من با خبری، آن را برآورده کن.
ادامه مطلب عشق هرگز نمی میرد، آنچه که عشق را می کشد بی تفاوتی و غفلت است.
عشق از کودکی در وجود ما خفته است ولی افسوس که آن را در وجودمان پنهان کردیم و توانی از ابراز عشق در خود نمی بینیم.
به خود بنگر! ببین با خود چه کرده ای!؟ حتی خودت را هم فراموش کردی و از خودت دل بریده ای.
درست است، عشق آدم خود را می خواهد و عاشقی کار هر کس نیست که بشود با یک دنیا درد، سازگاری کرد.
ولی مقدمه نکردم تا معنای عشق را بیان کنم، چرا که هرکس از عشق تصوری دارد.
کلام من در این است، دردهایت را از چه بر دلت می نشانی!؟ غم هایت را از چه، تا ابد در خاطرت به یادگار می سپاری!؟
مگذار زمین خوردنت را دنیا ببیند! با عشقی که در دل داری زخمت را مداوا کن و دردت را تسکین بده.
کلامم بی درد نیست که ساده به قلم می آورم! طاقت غم هایی را ندارم که دنیا بر دلم می نشاند.
پس اگر عشق می خواهی بدی ها و خوبی های آن را باید با هم بخواهی. ساده از خود دل نکن.
با این دردهاست که می شود کامل شد، آنچه باش که باید باشی، خود را دوست بدار و عاشقی کن تا دیگران دریای محبتشان را برای تو سرریز کنند.
ادامه مطلب لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری دردت را در سینه ات فرو می ریزی تا آشکار نگردد
لحظه هایی هست که وقتی اشک در چشمانت حلقه زده، بغض می کنی اما پشت لبخندی ساده پنهان خواهی کرد
لحظه هایی هست که وقتی دلت خیلی گرفته و می خواهی درد دلت را فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمی توانی
لحظه هایی هست که سخت، خسته می شوی از دست کسانی که حرف هایت را نمی فهمند و باز چیزی نمی گویی
لحظه هایی هست که وقتی از تنهایی زمین گیر می شوی، سرت را به دیوار تنهاییت می گذاری و باز هیچ نمی گویی
لحظه هایی هست که دلت می خواهد فریاد زنی و خالی شوی از هر چه درد، ولی باز نمی توانی...
و
لحظه ایی که سخت تر از تمام لحظه هاست. لحظه ای که عادت می کنی به هر چه درد و چه سخت لحظه ایست..
ادامه مطلب
![]() به نام خدایی که خالق عشق است خدا قلب را آفرید و برای آن دو تپش قرار داد، تپش تن و تپش روح.
تپش تن، تپش قلب بود و تپش روح، عشق، و این " دل " که مرکز خواستن است. این تمایل میان زمین و آسمان در نوسان است. اگر به سوی شکم و شهوت گراید زمینی می شود و به سوی خرد و عقل، آسمانی، و علامت آسمانی بودن عشق قداست است. کدام عاشق در چشمان معشوق می تواند نگاه کند !؟ کدام ؟ چرا !؟
چون معشوق آسمانیست، سخت است نگاه در نگاه او... زندگی با عشق رنج است و بی عشق مرگ. اما رنج عشق با امید وصال بسیار شیرین و گواراست. عشق را جز با رنج نفروشند. خدایا! هدف عاشقی رسیدن به معشوق نیست، یاری ام کن دریابم هدف، عاشق پیشگیست نه رسیدن به معشوق. معشوق بهانه است، عشق هدف است.
ادامه مطلب
پروردگارا
داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم
چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
ادامه مطلب | | ||||
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : |